
نسل من، رفاه، آرمان من این روزها به این مسئله زیاد فکر میکنم که همه ما در ناخودآگاه خود هم رفاه را می ستاییم و هم به سمتش حرکت میکنیم.قطعا مراد از این ستایش و حرکت آن مقدار معمول نیست. بلکه چیزی فراتر از آن.مثلا تقریبا همه مان از کار کمتر و تفریح بیشتر استقبال می کنیم و...اما واقعا انتهای این روند به کجا می رسد؟راستش این روزها من در خودم نسلی از انسان را میبینم که با آرمان های بلند و توانی اندک امید به فردایی روشن دارند.تا حال دقت کرده ایم وقتی فرزندمان زمان سربازی اش فرا می رسد به آب و آتش میزنیم که در نزدیکترین و بی خطرترين و... محل نزدیک خانه دوران خوش خدمت را سپری کند؟ آن هم با استدلال های...
ادامه مطلب